زنانگی پیش از هر چیز تجلی «انسانبودگی» است
دردسر جدید ایران برای رسیدن به جام جهانی در آسیا!
فرشاد اسماعیلزاده مدیرعامل داماش گیلان شد
شهید خوش تیپ و با مرام رشت که آرزوی شهادت داشت
تحویل ۱۲۰ واحد نهضت ملی مسکن در رشت تا ۲ ماه آینده
مقاله جدید ظریف در مورد رابطه ایران با چین و روسیه
چرا پوتین معتقد است ترور لاریجانی اشتباه بزرگ امریکاست؟
چرخه قیمتگذاری دستوری؛ شرح یک نمونه عینیگیلان نوا : دکتر زیبایی مدرس دانشگاه و کارشناس فرهنگی و بی المللی در یادداشتی به عنوان تصویر بین المللی ایران در دوران پسا جنگ ، تاکید کرد: سیاست فرهنگی جدید اتحادیه اروپا دیپلماسی فرهنگی،بعنوان یکی از موثرترین ابزارهای قدرت نرم،درسال اخیر جایگاهی کلیدی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا یافته است. اتحادیه اروپا که خود متولی«چند […]
گیلان نوا : دکتر زیبایی مدرس دانشگاه و کارشناس فرهنگی و بی المللی در یادداشتی به عنوان تصویر بین المللی ایران در دوران پسا جنگ ، تاکید کرد:
سیاست فرهنگی جدید اتحادیه اروپا دیپلماسی فرهنگی،بعنوان یکی از موثرترین ابزارهای قدرت نرم،درسال اخیر جایگاهی کلیدی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا یافته است. اتحادیه اروپا که خود متولی«چند فرهنگی،آزادی هنری،گفت و گوی تمدن ها ومیراثمشترک انسانی»می داند،به خوبی دریافته است که بازسازی تصویر جهانی اروپا در عصر بحران های ژئوپلتیکی، تنها یا ایزار نظامی یا اقتصادی حاصل نمی شود،بلکه نیازمند حضور فعال در ذهن و خاطره فرهنگی ملت هاست.بنابراین تصویری که پیش تر به دلیل میراث استعماری،نابرابری های تاریخی و سیاست های شدید و مهاجرتی آسیب دیده بود،اکنون در تلاش برای باز تعریف از مسیر دیپلماسی فرهنگی،تولیدات هنری مشترک و همبستگی روایی است.مسله مهمی که در این نوشتارمدنظر است نوع و موضوع دیپلماسی اتحادیه اروپا با کشورهای مختلف است. که کاملا بادرایت و به صورت متخصصانه برای هرکشوربرنامه ریزی شده است.دیپلماسی نیز نحوه عرضه سیاست های خود را تغییر داده است و بشر آگاه شده و توانمند در مقابل دیپلماسی های عرضه محور ممانعت به عمل می آورد مسله اساسی این است که جمهوری اسلامی ایران نیز می بایست از نمونه های موفق جهانی الگو گرفته و با تغییر رویکردهای خویش،از عرضه محموری به سمت تقاضا محور نمودن دیپلماسی حرکت نماید تا شاهد تحقق بیشتر منافع ملی و بین المللی باشیم سیاست های فرهنگی جدید اتحادیه اروپا در کشورهای از جهان اتحادیه اروپا از طریق نهادهای مانند کمیسیون فرهنگی اتحادیه(DGEAC).سرویس اقدام خارجی اروپا(EEAS(.شبکه موسسات ملی فرهنگی اروپا(EUNIC)و ائتلاف هایی چونMore Europe.رویکردهای زیر را در راستای هدف مذکور که همان روایت جدید از اروپاست،طراحی و پیاده سازی کرده است ۱-روایت سازی فرهنگی؛سیاست روایی اتحادیه اروپا دیگر به«ارزش های انتزاعی»صرف تکیه ندارد،بلکه بر داستان پردازهای مشترک با ملت های جهانی بنا شده است.داستان هایی درباره رنج مشترک، آینده مشترک و میراث پیرامون عدالت اجتماعی،توسعه انسانی و صلح فرهنگی پروژهایی رسانه ای،مستندات چند زبانه و روایت های تصویری با کمک هنرمندان بومی، ابزارهای تحقق این رویکرد هستند. ۲-تولید،فیلم،مستندوپروژه های هنری مشارکتی بودجه های ویژه ای از برنامه Creative Europe به تولیدفیلم،مستند و پروژه های میان رسانه ای اختصاص یافته که با مشارکت هنرمندان،فیلم سازان و نویسندگان از افریقا،خاورمیانه،اسیاو امریکای لاتین تولید می شوند. ۳-حمایت از زبان ها،فرهنگ ها و سبک های بومی بر خلاف نگاه یک سویه گذشته،اتحادیه اروپا اکنون در قالب پروژه های چند زبانه به دنبال حفاظت و احیای زبان ها و سبک های محلی،ترویج ادبیات بومی و ترجمه اثارنوینسندگان جهانی و حمایت از آموزش هنری در جامعه های حاشیه ای است نمونه های راهبردی همکاریهای فرهنگی اتحادیه اروپا با کشورهای جهانی.
-اوکراین:باز سازی فرهنگی پساجنگ،بازسازی موزه ها،مستندات از جنگ،کمپین های هنری مقاومت
-مصر:مشارکت فرهنگی مدیترانه؛پروژه میراث نیل،نمایشگاه های مشترک قاهره،پاریس
-مراکش:پروژ ه های کولونیال-کرپتیکال و هنری،نقد استمار،تولیدات هنری علیه نژاد پرستی فرهنگی
-ازبکستان:میراث جاده ابریشم و همکاریهای بین تندنی،هفته فرهنگی آسیای مرکزی،جشنواره های مشترک اروپایی،اوراسیایی
-برزیل:سینمای سبز و پروژه های اقلیمی،فرهنگی،تولیدات مشترک درباره آمازون،هنرعلیه بحران اقلیم
-صربستان:الحاق فرهنگی به اروپا و تبادلات هنری منطقه بالکان،حمایت از چند فرهنگ گرایی،شبکه سازی با مراکز فرهنگی اروپایی
نتیجه گیری و توصیه های راهبردی: سیاست فرهنگی جدید اتحادیه اروپا در قبال کشورهای جهانی،نمادی از چرخش به سوی دیپلماسی خردمندانه،روایت محور و چند مرکزی است. هم افزایی میان تولیدات هنری،میراث بومی و ابزارهای روایی،به اتحادیه کمک می کند تا ضمن افزایش نفوذمعنا دارفرهنگی در جهان غیر غربی،از تبعات میراث استعماری نیز فاصله بگیرد و نقش فعال تری در شکل دهی به گفت و گوهای جهانی ایفا کند.این مسیر،نه تنها نماد احیای اعتماد فرهنگی و اعتبار اخلاقی اروپاست،بلکه می تواند الگویی برای دیگرقدرت های فرهنگی در اینده،نظام بین الملل باشد . ایران با انخاذ رویکردی تقاضا محور در دیپلماسی فرهنگی و حرکت از سیاست هایتقریبا عرضه محور به سمت تقویت روایت های مشترک و تعامل چند سویه،می تواند نقش موثری در نظام بین المللی ایفا کند و منافع ملی و فرهنگی خود را بهتر حفظ و ترویج نماید.همکاریهای فرهنگی مشترک با کشورهای منطقه وجهان(به ویژه با تمرکز بر تقویت حمایت از زبان فارسی و هنر بومی و باز سازی تصویر ایران در عصر اطلاعات و ارتباطات)کلید موفقیت این سیاست خواهد بود
دیدگاهتان را بنویسید